![]() |
![]() |
|
| مطالب جالب و خواندنی |
|
باور باورش نمي شد كه او سر قرار نيامد و ارتياطش را ناگهاني قطع كرد مي دانست كه كارهايش همه صادقانه و از سر عشق بوده است بنا بر اين دليلي براي اين اقدام ناگهاني نمي ديد تصميم گرفت هر هفته در همان روز و در همان ساعت در محل منتظر بماند واي......! چه ايمان و اعتقادي در چند ماهي كه چنين گذشت هرگز نااميد و خسته نشد و سرانجام هنگامي كه يار غايب آمد در چشمان عاشق و منتظرش هيچ تعجبي ديده نمشود ولي اشك و شور و شوق .... چرا !!!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:14 توسط سیمین |
|
|
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوي قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ... وقتي چشماشو باز کرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب رو آب ديد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 15:12 توسط سیمین |
|
|
اگه... اگه...اگه... اگه تیپ بزنیم، میگن با کی قرار داری؟? اگه لباسای معمولی بپوشیمع میگن تو اصلا سلیقه نداری!? اگه دیر بریم خونه میگن کدوم گوری بودی؟ اگه زود بریم خونه میگن چه غلطی کردی زود اومدی؟!!? اگه زیاد بگیم دوست دارم، میگن باز چه نقشه ای تو سرته؟! اگه نگیم دوست دارم، میگن پای کسه دیگه ای وسطه؟!? اگه زیاد بهشون زنگ بزنیم، میگن اعتماد نداری؟! اگه یه مدت زنگ نزنیم، میگن مثل اینکه سرت خیلی شلوغه! اگه تو خونه زیاد بخندیم، میگن دیوونه شدی؟ اگه نخندیم، میگن چه مرگته لندهور!! اگه شام بخوایم، میگن همه اش به فکر شمکه. اگع شام نخوایم، میگن زلیل مرده معلوم نیست شام با کی کوفت کرده!! اگه... اگه... اگه... ولی هرچی میخوان بزار بگن.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم دی 1386ساعت 0:54 توسط سیمین |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 16:12 توسط سیمین |
|
|||
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 2:27 توسط سیمین |
|
|||
|
|||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 1:49 توسط سیمین |
|
|||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1386 آذر 1386 |
| پیوندها |
|
نیلوفر(و خدا عشق را آفرید) محمد(ارزوی بارانی) مانی(موسیقی) شایا و حسام (باران عشق) پرهام(مرا با گیتارم بسوزانید) عرفان عزیزم |
|
RSS
|